- نویسنده: نیلوفر
- تاریخ:دوشنبه 18 بهمن 1389
- بازدید این مطلب: مرتبه
بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟
دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟
آسمانت را مگیر از من، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم، بی جاست، می دانی؟
تو ، خودت را هدیه ام کردی، ولی من هم
شعرهایم را که بی پرواست، می دانی؟

هر چه می خواهیم آری از همین امروز
از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟
گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم
روح تو ، هم سایه دریاست می دانی؟
«دوستت دارم!» همین ! این راز پنهانی
از نگاه ساکتم پیداست،می دانی؟
عشق من ! بی هیچ تردیدی بمان با من
عشق یک مفهوم بی « اما» ست، می دانی؟
طبقه بندی: شعر،



