وبلاگicon
?

اشکهای تنهایی من

و خداوند نیلوفر را آفرید تا مرداب تنها نباشد...

?

بی تو اما عشق بی معناست

  • نویسنده: نیلوفر
  • تاریخ:دوشنبه 18 بهمن 1389
  • بازدید این مطلب: مرتبه

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم، بی جاست، می دانی؟

تو ، خودت را هدیه ام کردی، ولی من هم

شعرهایم را که بی پرواست، می دانی؟




هر چه می خواهیم  آری از همین امروز

از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟

گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم

روح تو ، هم  سایه دریاست می دانی؟

«دوستت دارم!» همین !  این راز پنهانی

از نگاه ساکتم پیداست،می دانی؟

عشق من ! بی هیچ تردیدی بمان با من

عشق یک مفهوم بی « اما» ست، می دانی؟





طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: عشق بی معناست ، بی تو ، شعرهایم را که بی پرواست ، یک عمر همزاد عطش بودم ، دوستت دارم! ، عشق یک مفهوم بی « اما» ست ،
?
?

صدایم کردی

  • نویسنده: نیلوفر
  • تاریخ:دوشنبه 18 بهمن 1389
  • بازدید این مطلب: مرتبه

داشتم از این شهر می رفتم


صدایم کردی

جا ماندم

از کشتی ای که رفت و غرق شد

البته

این فقط می تواند یک قصه باشد

در این شهر دود و آهن

دریا کجا بود

که من بخواهم سوار کشتی شوم و

تو صدایم کنی

فقط می خواهم بگویم

تو نجاتم دادی

تا اسیرم کنی





طبقه بندی: جملات زیبا،
برچسب ها: صدایم کردی ، فقط می تواند یک قصه باشد ، شهر دود و آهن ، فقط می خواهم بگویم تو نجاتم دادی ،
?
?

دل تنگ من

  • نویسنده: نیلوفر
  • تاریخ:یکشنبه 17 بهمن 1389
  • بازدید این مطلب: مرتبه
چندیست سراغم را ز رود و چشمه نمی گیری

سراغ چشمانم را ز آسمان رویا نمی گیری

چندیست چشمانت خبر از قلب خسته ام ندارند

تو بگو چرا سراغ این دل شیدا نمی گیری؟

سراغ دلتنگی هایم کاش از باران می گرفتی

دلم برایت تنگ است سراغ تنگستان نمی گیری

دلم برایت تنگ است ای ماه امید ای چلچراغ

چرا چندیست سراغ ظلمت دل را نمی گیری؟




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: دل تنگ من ، ز آسمان رویا ، چرا سراغ این دل شیدا نمی گیری؟ ، دلم برایت تنگ است ، سراغ ظلمت دل را نمی گیری؟ ،
?
?

من دگر خسته شدم

  • نویسنده: نیلوفر
  • تاریخ:یکشنبه 10 بهمن 1389
  • بازدید این مطلب: مرتبه
خانه ام بی آتش.. دستهایم بی حس.. و نگاهم نگران..
می توانی تو بیا سر این قصه بگیر و بنویس.. این قلم ، این کاغذ ، اینهمه مورد خوب!
راستش میدانی؟ طاقت کاغذ من طاق شده..
پیکر نازک تنها قلمم ، زیر آوار غم و درد ببین خرد شده !
می توانی تو از این وحشی طوفان بنویس! من دگر خسته شدم...
راست گفتند میشود یبا دید ، می شود آبی ماند ، اما...
تو بگو ؛ گل پرپر شده را زیباییست؟ ! رنگ مرگی آبیست؟
بنشین گوشه دنجی و از این شب بنویس..
هر چه می خواهی از این صحنه به تصویر بکش.. جرأتش را داری که ببینی قلمت می شکند؟ کاغذت می سوزد؟
من دگر خسته شدم.. من دگر خسته شدم..
می توانی تو بیا .. این قلم .. این کاغذ.. اینهمه مورد خوب!
من دگر خسته شدم از این تب وتاب..
تو بیا و بنویس!!



طبقه بندی: جملات زیبا،
برچسب ها: خانه ام بی آتش ، من دگر خسته شدم ، خانه ام بی آتش.. ، دستهایم بی حس.. ، طاقت کاغذ من طاق شده.. ، وحشی طوفان بنویس! ، بنشین گوشه دنجی و از این شب بنویس.. ، کاغذت می سوزد؟ ، من دگر خسته شدم از این تب وتاب.. ،
?
?

پیاده نمی شوم

  • نویسنده: نیلوفر
  • تاریخ:یکشنبه 10 بهمن 1389
  • بازدید این مطلب: مرتبه

پیاده نمی شوم

از دست هایت

دورم نکن

آن قدر نزدیک 

تا صدای دریا را از تو بشنوم

صدای پری کوچک غمگینی را

که فروغ داشت

نمی شود پل زد

از دامنت

که بوی دریا می دهد

به دلم

حرف ها ماند ه

کجا نشسته ای که نمازم را

شکسته می خوانم

تورا در گلو

دارم

داری برایم حرف می شوی

مثل این کلماتی که تو می شوند

پیاده نشو

دست هایم خسته می شوند

بدون تو

تو

تو ....دارم تکرار می شوم  

به تو

نمی رسم

پیاده نشو

دست هایم

بوی نارنج گرفته





طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: از دست هایت دورم نکن ، نمی شود پل زد از دامنت ، نمازم را شکسته می خوانم ، دست هایم بوی نارنج گرفته ، پیاده نشو ،
?
?

مدرسه از نگاه سینما / طنز

  • نویسنده: نیلوفر
  • تاریخ:جمعه 8 بهمن 1389
  • بازدید این مطلب: مرتبه
مدرسه :  زندان آلکاتراس

زنگ مدرسه :  حمله آپاچی ها

 معلمان مدرسه :  جنگجویان کوهستان

 رفتن به پای تخته سیاه :  عملیات کرکوک

 بـیرون از مـدرسه :  خارج از محدوده ۱۸قـدم

نگاه دانش آموز به معلم :  می خواهم زنده بمانم

تعطیلات مدرسه :  روزهای خوش زندگی

 گرفتن نمره ۲۰ :  یک بار برای همیشه

 امتحانات شهریور :  شانس زندگی

 اخراج از مدرسه :  مهاجرت

تقلب :  چشم هایم برای تو

 کارنامه :  آن سوی آتش

 مبصر :   ا فعی

 زنگ زیست :  راز بقا

دفتر مدرسه :  منطقه ممنوعه

 پنج شنبه ها:  خانه دوسـت کجاست

 بردن کـارنامه به خانه :  خانه در آتش

کارنـامه تـجدیدى :  سالهای دور از خانه

انجمن مدرسه :  ارتش سرى

بر گرفته از وبلاگ سیدمیلاد



طبقه بندی: جملات زیبا،
برچسب ها: مدرسه : زندان آلکاتراس ، مدرسه از نگاه سینما / طنز ، سالهای دور از خانه ، انجمن مدرسه : ارتش سرى ،
?
?

صبر کن عشق زمینگیر شود

  • نویسنده: نیلوفر
  • تاریخ:چهارشنبه 6 بهمن 1389
  • بازدید این مطلب: مرتبه


صبرکن عشق زمینگیر شود بعد برو

یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو

ای پرنده به کجا؟ قدر دگر صبر بکن

آسمان پای پرت پیر شود بعد برو

هستیم حسرت لبخند تو را می بارد

صبر کن عشق نمک گیر شود بعد برو

تو اگر کوچ کنی بغض گلو می شکند

صبرکن گریه زمینگیر شود بعد برو





طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: صبرکن عشق زمینگیر شود ، ای پرنده به کجا؟ ، صبر کن عشق نمک گیر شود بعد برو ، تو اگر کوچ کنی بغض گلو می شکند ،
?
?

آخرین کلام

  • نویسنده: نیلوفر
  • تاریخ:دوشنبه 4 بهمن 1389
  • بازدید این مطلب: مرتبه
لحظه ها در گذرند
و زمان میگذرد
و من اینجا دلتنگ
در پس ثانیه ها
تا که این عقربه ها
وقت پرواز مرا ثبت کنند
منتظر باید بود
و سکوت باید کرد
تا که دل تنگ شود
همدم بغض سکوت من بی رنگ شود
کاش او می دانست اوج رویای من است
و در این دغدغه ثانیه ها بال پرواز من است
نگرانم فردا
بی تو با عقربه ها
به کجا باید رفت؟
به چه امید سفر باید کرد؟
بی تو ای تک گل رویایی من
به چه دل باید بست؟
به کدامین عشقی بال و پر باید بست؟
کاش تا اخر راه شمع راهم بودی
و در این تنهایی هم صدایم بودی
تا فراسوی زمان در کنارم بود




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: آخزین کلام ، لحظه ها در گذرند ، پس ثانیه ها ، و سکوت باید کرد تا که دل تنگ شود ، به چه امید سفر باید کرد؟ ، فراسوی زمان ،
?
?

راست میگفتی تو...

  • نویسنده: نیلوفر
  • تاریخ:یکشنبه 3 بهمن 1389
  • بازدید این مطلب: مرتبه
راست میگفتی تو،دستمان فاصله داشت

و مردد بودیم،من نمی فهمیدم


راست میگفتی تو

شب ما خسته و بیحوصله بود

خانه مان،کوچه مان،من نمی فهمیدم


من ندیدم،لب تو خنده نداشت


لب تو خنده نداشت و فقط


طرح لبخند بر آن پیدا بود

من ندیدم،صبح آن روز دلت


مرغ پرکنده و بی تاب،پی راه فرار


از من و از ما بوددیدم ام


دل من نخواست باور بکند

که سفر رفتن تو

آخر قصۀ عشق ما بود

راست میگفتی تو، من ندیدم


من نمی فهمیدم.




طبقه بندی: جملات زیبا،
برچسب ها: راست میگفتی تو... ، شب ما خسته و بیحوصله بود ، لب تو خنده نداشت ، طرح لبخند ، مرغ پرکنده و بی تاب ، من نمی فهمیدم ،
?
?

اگه پسرا نبودن...

  • نویسنده: نیلوفر
  • تاریخ:چهارشنبه 29 دی 1389
  • بازدید این مطلب: مرتبه

اگه پسرا نبودن کی مامانا رو دق می داد؟

اگه پسرا نبودن کی خونه رو می کرد باغ وحش؟

اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کیو ضایع می کرد؟

اگه پسرا نبودن دخترا به چی می خندیدن؟

اگه پسرا نبودن کی تو کلاس می رفت گچ می یاورد؟
اگه پسرا نبودن کی اشغالا رو می ذاشت جلوی در؟




طبقه بندی: جملات زیبا،
برچسب ها: اگه پسرا نبودن... ، کی خونه رو می کرد باغ وحش؟ ، دخترا به چی می خندیدن؟ ، کی اشغالا رو می ذاشت جلوی در؟ ،
?

آخرین مطالب

(تعداد کل صفحات:21) ... 5 6 7 8 9 10 11 ...

]